اثر اعتیاد بر سلامت روانی فرزندان

هدطف خانواده به عنوان یك جامعه كوچك تربیت و انطباق اجتماعی فرزندان است و این عمل در خانواده هایی با افراد معتاد، دچار ضعف می باشد. پژوهش حاضر با هدف شناخت تأثیر اعتیاد بر سلامت روانی فرزندان انجام گرفته است و سعی نموده است مقایسه هایی بین فرزندان افراد معتاد و فرزندان افراد غیر معتاد صورت دهد برای این كار از مقیاس روان رنجوری (N) آزمون آیزنگ، مقیاس جامعه ستیزی (P) آزمون آیزنگ و میزان اضطراب و نا امیدی استفاده نموده است. در این راستا با روش نمونه گیری خوشه ای از میان كلیه افرادی كه والدین معتاد داشتند در مدارس راهنمایی دخترانه، ۱۵ نفر دانش آموز دارای والدین معتاد و ۱۵ دانش آموز دارای والدین غیر معتاد انتخاب شدند تا تأثیر اعتیاد والدین بر فرزندان سنجیده شود. برای رسیدن به این هدف نیز سه آزمون EPQ‌ (آیزنگ)، اضطراب و نا امیدی به عنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد كه خانواده یك واحد اجتماعی كوچك ولی حساس است. والدین اولین كسانی هستند كه شخصیت فرزندان را شكل می دهند. محیط خوب باعث رشد افكار فرزندان می شود و محیط بد نیز می تواند عمیق ترین تباهی ها را در فرزندان شكل دهد. در چنین حالتی در صورتی كه والدین دچار آلودگی (به خصوص مواد مخدر)‌ باشند، فرزندان آنها نیز از هر لحاظ آسیب پذیر می شوند. خانواده دارای فرد معتاد محصولی همانند كسالت و بیماریهای روحی– روانی برای فرزندان به بار می آورد؛ روان رنجوری و پریشانحالی فرزندان در این خانواده ها بیشتر است؛ هم چنانكه آنها نسبتاً اضطراب و نا امیدی بیشتری را احساس می كنند. این افراد برای ابتلا به بزهكاری مستعد تر هستند و آینده مناسبی برای خود نمی بینند. بنابراین نسبت به آینده نا امید هستند و یأس و سرخوردگی در آنها نمایان است. پس باید نسبت به این خانواده ها مسوولانه تر برخورد شود و تدابیر مخصوصی اتخاذ گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *