چرا انسان ها مضطرب می شوند؟
اگر زنده هستید پس باید قدری اضطراب داشته باشید. اضطراب مثل زنگ خطر عمل می کند و شما را متوجه خطر می کند، اما اگر اضطراب بیش از حد شدید شود یا بیش از حد طول بکشد، مضر می شود.
( زیست شناسی شما )
در اضطراب ساختار بیوشیمیایی بدن دخالت دارد. سطح فعالیت ذهنی و حساسیت فیزیکی انسان ها با هم فرق دارد. انگیختگی بعضی از آدم ها بیشتر از دیگران است. یعنی بدن آنها در مواجهه با خطر آدرنالین بیشتری ترشح می کند. به همین دلیل بعضی از آدمها از اضطرابشان می ترسند و این آدمها بیشتر از وضعیت ها را خطرناک می دانند. در نتیجه دوره های اضطراب آنها بیشتر و شدیدتر است. فرق اضطراب مفید و مضر در همین انگیختگی بالا است. اضطراب مفید نقش زنگ خطر را بازی می کند و انسان را وا می دارد اعمال حفاظتی انجام بدهد، با پشت سر گذاشتن خطر نیز محو می شود. اما در اضطراب مشکل ساز هشدار و خطر هم خوانی ندارد. چنین اضطرابی به تدریج به یک عادت تبدیل می شود.
( یادگیری و تجارب زندگی )
در اضطراب یادگیری هم دخالت دارد. ترکیب تجارب شما با میراث زیست شناختی شما، واکنش کلی شما در برابر زندگی را تعیین می کند.
سرشت فیزیکی بر یادگیری تاثیر می گذارد. باورهای ما را رویدادهای بیرونی و خودمان درست می کنیم. به این معنی که با مشاهده واکنشهای درونی خودمان، درباره رویدادهای بیرونی نتیجه گیری می کنیم. کسی که انگیختگی بالا دارد، بیشتر احتمال دارد درباره خطر باورهای مضر داشته باشد. بطور کلی وراثت زیست شناختی همراه با یادگیری، باورهای ما درباره دنیا و رابطه ما با دنیا را می سازند.
( تفکر )
سرشت فیزیکی موروثی همراه با یادکیری های اولیه، باورهای شما را پدید می آورد. نظام باورها نقش مهمی در تعیین احساسات و رفتارها دارد. شما مثل هر انسان دیگری بتدریج دارای یک رشته باورهای اصلی می شوید. باورهای اصلی بر تفسیرها و استنباط ها تاثیر می گذارند. شما بدنبال استنباط های خود، یک یا چند ارزیابی انجام می دهید؛ یعنی برای استنباط خود، ارزشی ( که حقیقت ندارد ) قائل می شوید.
ادامه دارد……

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *